![]() |
![]() |
|
مارال عزیزم تولد ۲۴ سالگیت رو تبریک میگم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 28 فروردین1388ساعت 12:43 توسط marta |
|
.1.نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند. 2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد (كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند). 3-تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند 4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد. 5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد. 6- عمرتان بسيار طولاني است. 7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نميآوريد. 8-هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد. 9-هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد. 10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد. 11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد. 12.عشق و هنر ابداع شماست. 13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد. 14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي ميرسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!. 15- بهشت زير پاي شماست. 16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است. 17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي ميخوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند. 18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد. 19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود. 20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد. 21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مينشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند. 22- ميتوانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر. 23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 19:20 توسط marta |
|
![]() دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نا مناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند. بلکه زير زمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند.فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کار را کرده، پاسخ داد(( همه امور بدان گونه که مي نمايند، نيستند!)) شب بعد اين دو فرشته به منزل يک خانواده فقير ولي بسيار مهمان نوازرفتند. بعد از خوردن غذايي مختصر زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند، گاو آنها که تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد: چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد! فرشته پير پاسخ داد: وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسيار حريص و بددل بودند، شکاف را بستم و طلا ها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بودم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم! همه امور به دان گونه که نشان مي دهند، نيستند و ما گاهي اوقات خيلي دير به اين نکته پي مي بريم. پس به گوش باشيد شايد کسي که زنگ در خانه تو را مي زند فرشته اي باشد و يا نگاه و لبخندي که تو بي تفاوت از کنارش مي گذري، آنها باشند که به ديدار اعمال تو آمده اند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مهر1387ساعت 3:36 توسط marta |
|
|
سلااام به همه دوستاي گلم .باز هم اول مهر شد و شروع مدرسه ها
باز شدن مدارس رو بهتون تبريك ميگم .
اميدوارم سال خوب و پر از نمرات درخشان باشه... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مهر1387ساعت 3:33 توسط marta |
|
|
* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.* * امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟* *اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟ * * شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است * * آنکه خدا را زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.* * خدا از آنکه روزهایش بیهوده میگذرد، نمی گذرد.* * این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.* * وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.* * یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.* * اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.* *بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.* ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 شهریور1387ساعت 17:38 توسط marta |
|
دلم را هيچكس باور نداشت / هيچكس كاري به كار من نداشت /بنويسيد بعد مرگمم روي سنگ / با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ او كه خوابيده است در اين گور/بودنش را هيچكس باور نكرد به ستاره ها نگاه كن به چشمك زدنشون بخند اما بهشون دل نبن چون چشمك هاشون از روي عادته ... وقتي عشقت بهت خيانت كرد و دلتو تنها گذاشت نگران خودت نباش كه بدون اون چي كاركني .شرمنده دلت باش كه بهت اطمينان كرد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 شهریور1387ساعت 17:24 توسط marta |
|
|
طالع بيني و روانشناسي شخصيت از طريق گل ها
![]() طالع بيني گل هافروردین: گل رز شما گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است. اردیبهشت: گل نسترن فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید. خرداد: گل یاس سفید رفتار دوستانه ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید. تیر: گل بنفشه زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنید. مرداد: گل شب بو فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند. شهریور: گل داوودی جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان شده ک این مسئله دیگران را آزار می دهد. مهر: گل زنبق فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید. از زیبایی لذت می برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید. آبان: گل ارکیده به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست. توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید. آذر: گل مریم احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید. خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می آیند. دی: گل همیشه بهار اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار توددار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می یابید. بهمن: گل گلایل باهوش هستید و می دانید چه می کنید. می خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود. اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می کنید. اسفند: گل نرگس مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستیدف به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهتربن را برای دیگران می خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 1:53 توسط marta |
|
|
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم. مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند. مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 1:47 توسط marta |
|
يكي تو دنيا بين اين ادما هست كه برام عزيزه ...كسي كه از خواهر بهم نزديكتره و از دوست با هم صميمي تره..خواهر و دوست هميشگي و مهربووونو گلم... اسمش ماراله و خيلي برام زحمت كشيد منم خيلي دوسش دارم ...هيچوقت تنهام نذاشته. مارال گلم تولد23 سالگيت مبارك .. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 شهریور1387ساعت 3:3 توسط marta |
|
|
نشسته بودم توي ايوان شمالي ويلا. صداي زيباي امواج زيباي دريا ميومد. دريا تقريبا متلاطم بود. درختها هم در حال رقصيدن در باد بودند .محو اين همه زيبايي بودم. باد به شدتي ميوزيد كه گاهي شنهاي كنار ساحل از روي زمين بلند ميشدند و گويا حس پرواز در اين هواي طوفاني به آنها دست ميداد. كمكم ابرهاي آسمان به هم نزديك ميشدند و از شدت باد كاسته ميشد. ابرها رفته رفته سياهپوش ميشدند گويا اتفاق تلخي در آسمان افتاده بود چون ابرها شروع كردند به گريه كردن. صداي اشكهاي آنها هنگام برخورد به شيرواني شنيده ميشد. نميدونم چرا دلم يهو خواست برم جلو و نزديك ساحل بشم. يه حس عجيب داشتم. انگار كه همه چيز با زبان دل داشت كه با حرف ميزد.
قلبم به تپش افتاده بود. دريا متلاطم بود.آسمان و ابر ميگريستند. در ميان آنهمه اشك درختان ميرقصيدند. كمي دقت كردم كه حس كردم گريه آسمان و ابر از عزا نيست.آنها اشك شوق ميريختند. احساس دريا آسمان و خودو رو مشترك ميديدم. پشت كردم به دريا كه جلوي چشمام يك كوه عظيم و سبز رنگ ديدم.صدايي از دل كوه ميشنيدم. به حياط جنوبي رفتم. صداي تلاطم دريا كمتر شده بود. اما موسيقي بارون كه حكم اشك دل تنگ آسمان رو داره بيشتر به گوش ميرسيد. ابرها قسمتهاي زيادي از كوههاي سبز قبا رو پوشونده بودند.
همه چيز مطلوب و زيبا بود. از ته دل دلم ميخواست فرياد بزنم چون تازه فهميده بودم چي شده! فهميدم كه من. دريا. شنهاي ساحل.درختان. كوه و آسمان وابرها همه حسمان مشترك است.دوان دوان به طرف دريا رفتم. روي تخته سنگي با پاهاي برهنه ايستادم. دو دستم رو باز كردم و نفس عميقي كشيدم. احساس سبكي ميكردم.
با صداي تپش دل آسمون داره ميباره
قطرههاي پاك بارون چشماتو يادم مياره
قلب تو مثل شقايق بستر يك روح عاشق
شد رها تو اشك چشمات جان من مثل يه قايق
بي نگاه چون بهارت من كويري خشك و سردم
بذار مرحم نگاتو روي قلب پر ز دردم
هرجاي دنيا كه باشم قلباي عاشق و شيدا
هم صدا و هم زبونم مثل ساحل واسه دريا
بي نگاه چون بهارت من كويري خشك و سردم
بذار مرحم نگاتو روي قلب پر ز دردم
احساس خودرا با كليك روي نظرات شما بنويسيد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 17:1 توسط marta |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به دوستاي گلم ...*به بلاگم خوش اومدين.*شايد شما هم گاهي اوقات از دست همه عصباني ميشيننو دلتنگو دنبال كسي كه باهاش صحبت كنين ...تو بلاگ من ميتونين اينكارو انجام بدين.هدف من از ساخت اين بلاگ اين بوده كه بتونم حرفاي دلمو بگم و خودمو خالي كنم..از دوستو خواهر گلمم مارال حسابي تشكر ميكنم خيليي گل و خانومه و هميشه كمكم ميكنه اميدوارم لجظات خوبي رو تو وبلاگ من داشته باشين ...*مرسي كه سر ميزنين*
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|